ابوالقاسم شاكر

35

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

روايات فراوانى بر اين مطلب دلالت دارد كه آيه پيش گفته پس از آيه 72 سوره مائده و بلافاصله پس از حادثه غدير نازل شده است . « 1 » از آن شمار ، روايت ابوسعيد خدرى است كه نقل مىكند رسول خدا ( ص ) مردم را در روز پنج‌شنبه در غدير خم جمع كرد و آنان را به پيروى از على ( ع ) دعوت نمود و آن دو از يكديگر جدا نشدند تا آنكه آيه « اليَومَ يئس الذين . . . » نازل گرديد . پس رسول خدا ( ص ) به مژدگانى اين كه دين به حد كمال رسيد و نعمت خدا تمام شد و پروردگار از رسالتش و از ولايت على ( ع ) راضى گرديد ، تكبير گفت و سپس فرمود : اللهمَ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ و انصر من نَصَرهُ وَ اخْذُلْ مَن خذَلَهَ . « 2 » امام باقر و امام صادق ( ع ) فرموده‌اند آيه تبليغ و آيه اكمال در روز غدير نازل شده‌اند و امام صادق در معنى آيه اكمال فرمود : معناى آيه اين است امروز دين شما را با انتخاب و پاسدار و نگاهدار آن كامل نمودم و نعمت خود را با ولايت اهل بيت بر شما تمام كردم و تسليم شدن شما را در برابر دستورات اين پاسداران اسلام پذيرفتم . « 3 » 3 - 3 . آيه اولى الامر أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي اْلأَمْرِ مِنْكُمْ . ( نساء : 59 ) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! خدا را اطاعت كنيد و رسول خدا و اولياى امر را - نيز - اطاعت كنيد . اطاعت بىقيد و شرط از « اولوالامر » در آيه ، و قرار دادن اطاعت آنها در رديف اطاعت خدا و رسول خدا ، دلالت بر عصمت آنها دارد و چنان كه در درس اول ثابت شد فقط اهل بيت پيامبر - ائمه اطهار ( ع ) - معصوم مىباشند و روايات فراوانى مصداق « اولى الامر » را كه اطاعتشان واجب است ، امامان دوازده‌گانه شيعه دانسته‌اند كه يك نمونه اشاره مىشود : جابربن عبداللَّه انصارى نقل مىكند : هنگامى كه خداوند آيه مذكور را نازل كرد ، به

--> ( 1 ) . دلائل الصدق ، ج 2 ، ص 231 ؛ الميزان ، ج 5 ، ص 188 - 201 . ( 2 ) . سند حديث غدير در اين منابع آمده است : ترمذى ، سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 633 ، ش 3713 ؛ ابن ماجه ، سنن ابن ماجه ، ج 5 ، ص 43 ، ش 116 ؛ خصائص اميرالمؤمنين ، ابوعبدالرحمن احمد بن شعيب نسانى شافعى معروف به خصائص النسائى ، ج 21 ؛ مستدرك الحاكم ، ج 3 ، ص 109 - 110 ؛ البدايه و النهايه ، ج 5 ، ص 184 ؛ مسند احمد ، ج 4 ، ص 373 ؛ اسد الغابه فى معرفة الصّحابه ، ج 3 ، ص 307 ؛ ذهبى ، تذكرة الحفاظ ، ج 3 ، ص 1043 ؛ تاريخ مدينه دمشق ، ج 42 ، ص 234 - 239 جهت اطلاع بيشتر ر . ك : الغدير ، ج 1 ، ص 11 . ( 3 ) . كلينى ، اصول كافى ، ج 1 ، ص 295 ؛ طبرسى ، احتجاج ، ج 1 ، ص 69 .